حمید عباسی مدیر مرکز اختلالات یادگیری جوانرود
اختـلالات خواندن
مـراحل درمـان
1) تهيه جدول سمن و پرسشنامه آن.
2) تهيه يك متن جهت خواندن.
3) ضبط صداي فردي كه متن را بخواند.
4) علامت زدن در بخش فراواني جدول.
5) جمعبندي علامتهاي هر سؤال پرسشنامه و به دست آوردن فراواني .
6) طراحي برنامه درمان.
طراحي برنامه درمان
1) كنترل دستگاه تنفس تا ششها.
2) تمرين سيستم صوت جهت روان شدن.
3) تمرين ادراك شنوايي.
4) تمرين ادراك بينايي.
معمولا براي خواندن سه نوع مختلف "درك" معرفي ميشود.
درك لفظي: درك كلمهها و پاراگرافها، فراخواني رشته رويدادها و پيگيري دستورالعملهاست.
درك تحليلي: از مهارتهاي مختلف فكري استفاده ميشود.
خواندن انتقادي: درستي و نادرستي متن به قضاوت گذاشته شده، نتيجهگيري و ارزيابي صورت ميگيرد. (تبريزي، 1378)
ارزيابي خوانـــدن
براي ارزيابي خواندن از مواد آموزشي و روش تدريس عمومي استفاده ميشود.
پارامترهاي سنجش غير رسمي
1) تشخيص كودكي كه سطح خواندن او به صورت قابل توجهي زير حد كلاس است.
2) مشاهده خطاها و سبك خواندن كودك.
3) تعيين توانايي براي يادگيري خواندن در سطح كلاسي.
4) عوامل دخيل در كُند آموزي خواندن.
5) تركيب اطلاعات به دست آمده و طراحي برنامهاي براي ترميم.(كرك، چالفانت، 1377)
تخمين سطح خواندن
- سطح خواندن شفاهي: وادار كردن كودك به پاراگرافهايي از كتابهاي مختلف كلاسهاي ابتدايي كه به صورت شفاهي و بلند خوانده شود. يعني از هر پايه يك پاراگراف نوشته شود.
- سطح خواندن خاموش (صامت خواني): وادار كردن كودك به صامت خواني از روي كتابهاي فارسي سطح ابتدايي. سپس سؤالاتي پرسيده ميشود تا درك مطالب او تعيين گردد، آنگاه سطح آموزشي او را تخمين ميزنيم.
- سطح خواندن لغات (بازشناسي): آزمون كودك در خواندن لغات جداگانه كه از كتابهاي پايهي ابتدايي نوشته شده ارزيابي ميشود. توجه به اين نكته مهم است: الف) سطح خواندن لغات.
ب) تعداد خطاها. ج) سبك برخورد با لغات.
- افتراق لغات: لغاتي به كودك داده ميشود و آن را در ميان لغات ديگر بازشناسي ميكنند و به ياد ميآورند. مثلا "پسر، پدر، داس، با، سرد، آب" اگر دانشآموز فقط يك يا دو كلمه از اين مجموعه را بخواند معلم به او ميگويد: يكي از اين كلمات "پسر" است. به كلمات نگاه كن و كلمه مورد نظر را به من نشان بده و از كلمات ديگر هم به همين روش استفاده ميكنيم. با اين روش مشخص ميشود كه كودك قسمتي از لغات را ميشناسد و بر همان اساس آنها را از همديگر جدا ميكند. (كرك،چالفانت،1377)
درمان خواندن "روش فرنالد"
شيوههاي چند حسي آموزش خواندن معمولا در تلاش است تا مهارتهاي خواندن را از طريق انگيزههاي شنيداري، ديداري، حركتي و لامسهاي رشد دهد. با توجه به مشكلات گوناگوني كه در خواندن كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ديده ميشود، اين شيوها تا اندازهاي در اين زمينه مورد توجه بوده است.
روش درماني آماده شده توسط فرنالد (1943) با تكنيكهاي چند حسي تقريبا متـرادف شناخته شده است. شيوهي فرنالد به واقع از به هم پيوستن چهار مرحله تشكيل شده است كه كودك با گذراندن آنها از مرحله بازشناسي كلمه تا مطالعهي گسترده كتابها و ساير مطالب خواندني به پيش ميرود. اصولا اين شيوه به دنبال آموزش و يادگيري كل كلمه است.
مرحلـهي اول: كودك كلمهاي را كه ميخواهد فرا بگيرد برميگزيند. مربي لغت مورد نظر را با خطي درشت روي كاغذ يا تابلو مينويسد، كودك با چشم لغت را رديابي كرده و بعد حروف را از ابتدا با انگشتانش لمس ميكند و به جلو ميرود. مربي با لمس هر هجا شيوهي تلفظ آن را به كودك ميآموزد. كودك اين عمل را تا هنگامي كه بتواند كلمه را به عنوان جزئي از حافظهاش بر روي كاغذ بياورد، تكرار ميكند. مربي هر كلمه تازهاي را كه كودك ياد ميگيرد، بر روي كارتي مينويسد و به صورت الفبايي در جعبهاي بايگاني ميكند. پس از اين كه كودك بر مجموعهاي از كلمات تسلط پيدا كرد، (چيزي شبيه بانك كلمات)، مجموعهسازي و بازسازي مجدد را تمرين ميكند. به اين معني كه كلمه را ميبيند (بينايي)، آن را ميخواند (زبان-شنوايي) و مينويسد (حركتي-لامسه). سپس از كودك خواسته ميشود تا با استفاده از اين كلمات داستاني بسازد. مربي معمولا داستان وي را تايپ ميكند.
مرحلـهي دوم: اين مرحله اصولا شبيه مرحله اول است، بجز آن كه دنبال كردن كلمهها با انگشت ديگر وجود ندارد. كودك كلمههايي را كه به معلم ديكته كرده است ميآموزد و آنها را در داستانهايي به كار ميگيرد. در خلال اين مرحله طول داستانها معمولا افزايش مييابد.
مرحله سوم: در طي اين مرحله كلمهها ديگر روي كارت نوشته نميشود. كودك كلمههايي را كه به معلم ديكته كرده است ميآموزد و آنها را در داستانهايي به كار ميگيرد. بر طول داستانها همچنان افزوده ميشود.
مرحله چهارم: در اين مرحله كودك تشويق ميشود تا با تعميم كلمههايي كه از پيش فرا گرفته است كلمههاي تازه را بياموزد. مثلا كلمه "بار" را قبلا ياد گرفته و براي آموزش كلمه"باغ" از كلمه "بار" كه دو صداي اول آنها با هم يكي هستند استفاده ميكند. كودك آموزش ميبيند كه پيش از خواندن متن و فراگيري كلمههايي كه اطلاعات در اختيار ميگذارد مروري سطحي از متن داشته باشد. (كرك،چالفانت،1377)
جدول سمن (سنجش، مشكل، نوع)
|
مشكلات خواندن |
فراواني |
مشكلات خواندن |
فراواني |
|
1) حذف برخي از صداها از كلمه. مثال "كردند" را ميگويد "كردن" يا ميگويد "كدند". |
|
31) تغيير افعال در جمله به ميل خويش. مثلا از فعل "خرد" در جمله: "حسن خيار خريد". |
|
|
2) اشكال در تلفظ حروف. |
|
32) حدس زدن يك كلمه به كمك كلمات قبل و بعد و بدون خواندن آن كلمه: "پدرم امروز به مدرسه ما آمد". |
|
|
3) جايگزين يك صدا به جاي صداي ديگر مثل خواندن "ششته" به جاي "شسته". |
|
33) خواندن كل كلمه بدون توانايي تشخيص حروف آن. مثل خواندن طوطيوار "آدم". |
|
|
4) اشكال در تشخيص تلفظ نسبتا نزديك برخي حروف مثل اشتباه تلفظ"م" با "ن" و "ب" با "پ". |
|
34) نديدن مستقل كلمهها، خواندن ادغامي بخشهاي كلمات مجزا به يكديگر مثل بهتر-ين لذ-ت. "بهترين لذت". |
|
|
5) اشكال در تشخيص صداهاي حروف. |
|
35)افزودن پسوندهاي نادرست بهكلمه:حسن كه به كه رفت |
|
|
6) جابجايي برخي از صداها با يكديگر مثل گفتن "عسك" به جاي "عكس". |
|
36) تغيير توالي حروف؛ مثلا خواندن "دور" به جاي "رود" يا خواندن "دوز" به جاي "زود". |
|
|
7)عدم توقف و مكث در پايان جمله. |
|
37) تغيير توالي كلمهها مثل خواندن "سهراب به ميرود مدرسه" به جاي گفتن "سهراب به مدرسه ميرود". |
|
|
8) اشكال در بخش كردن كلمهها. |
|
38) معكوس كردن كلمه مثل "گس" به جاي "سگ". |
|
|
9) اشكال در صداكشي كلمههاي يك بخشي. |
|
39) تكرار برخي از كلمات مثل "حسن مهربان مهربان مهربان بود" به جاي "حسن مهربان بود". |
|
|
10) اشكال در صداكشي كلمههاي چندبخشي. |
|
40) دو تايي ديدن برخي از كلمات. |
|
|
11) اشكال در صداكشي كلماتي كه "او" دارند مثل: جو، رو. |
|
41) تكرار برخي از كلمات در قسمتهاي مختلف جمله. |
|
|
12)اشكال در صداكشي كلماتي كه"اي"دارندمثل: سي،مي،بي. |
|
42) مكث و توقف زياد بين تلفظ كلمات. |
|
|
13) اشكال در صداكشي مصوتها مثل مداد، رفت، گفت. |
|
43) خواندن با سرعت بسيار كُند. |
|
|
14) اشكال در صداكشي كلماتي كه مد دارند مثل: جا، را، ما. |
|
44)خواندن بسيار تنداما دقت بسياركم كه كلمات حذف گردد |
|
|
15) زير لبي و بسيار آهسته خوان. |
|
45) خواندن كلمات يك جمله بدون نظم و ترتيب كلمات. مثل خواندن "حسن رفت امروز به مدرسه". |
|
|
16) اشكال در تركيب صداها و ساختن كلمه. |
|
46) اضافه كردن حرف ربط. علي به مدرسه "به" رفت. |
|
|
17)تكراريك بخش دركلمه مثل مهر مهر مهربان. "مهربان" |
|
47) تكرار حروف در يك جمله. |
|
|
18) تكرار يك بخش در برخي از كلمههاي يك جمله مثل علي به مدمدمدرسه رفت به جاي علي به مدرسه رفت. |
|
48) گم كردن كلمات در يك سطر. |
|
|
19) تكرار يك حرف در كلمه مثل خواندن مددددرسه به جاي مدرسه يا ععععلي به جاي علي. |
|
49) گم كردن سطرها. |
|
|
20) فراموش كردن صداهاي ابتداي بخش، پس از صداكشي بقيه بخش. |
|
50) عدم رعايت نشانهها. مثل نقطه، كاما و امثال آن. |
|
|
21) فراموش كردن صداي حروف. |
|
51) خواندن و تلفظ برخي كلمات استثنايي با همان شكل نوشته شده. مثل خواهر، خواب . خواند. |
|
|
22) فراموش كردن صداي بخش اول، پس از پايان كامل بخش كردن كلمه چند بخشي. |
|
52) آشنا نبودن به مفهوم "زمان"، مثلا عدم تشخيص تفاوت رفت، رفته است، ميرود. |
|
|
23)فراموش كردن كلمههاي ابتدايي جملهاي كه ميخواند. مثلا علي به مدرسه رفت. سؤال ميكنيم چه كسي به مدرسه رفت؟ فراموش ميكند "علي". |
|
53) عدم هماهنگي بين فعل و ضمير؛ مثلا خواندن "او به مدرسه رفتيم" به جاي "او به مدرسه رفت". |
|
|
24) فراموش كردن مفاهيمي كه خوانده است. |
|
54) توجه به خواندن كلمه و عدم توجه به معناي آن. |
|
|
25) اشكال در تشخيص ديداري حروفي كه ظاهر مشابه دارند مثل "ب"، "ف"، "ت"، يا "ك"، "گ". |
|
55) عدم فهم معناي كلمه. |
|
|
26) اشكال در تشخيص ديداري كلماتي كه ظاهر مشابه دارند مثل "داد"، "راد"، "دار"، يا "باد"، "ماد". |
|
56) توجه به خواندن جمله و عدم توجه به ارتباط واژهها و معناي آن. |
|
|
27) افزودن برخي از صداها به كلمه مثلا "كردند" را بگويد "ميكردند" يا بگويد "كردهاند". |
|
57) عدم فهم معناي جمله. |
|
|
28) حذف يا تحريف بخشي از كلمه مثل گفتن "مييد" به جاي "ميگويد". |
|
58) عدم فهم معناي عبارت. |
|
|
29) درست نديدن كلمه مثلا "رود" را "دور" ميبيند. |
|
59) عدم فهم اصلي متني كه خوانده است. |
|
|
30) حذف برخي از كلمات مثل نخواندن كلمه "مدرسه" در جمله: "علي به مدرسه رفت". |
|
60) فهميدن محتواي متن اما ناتواني در پاسخ به پرسشها. |
|
ـ از شماره 1 تا 19 جدول سمن مربوط ميشود به مشكلات زبان و تكلم. تمرينهايي درباره "شنيدن" و "تلفظ كردن" پيشنهاد ميگردد.
ـ از شماره 20 تا 24 جدول سمن مربوط ميشود به حافظه و توالي شنيداري.
ـ از شماره 25 تا 49 جدول سمن مربوط ميشود به ادراك ديداري، حافظه ديداري، تميز ديداري، توالي ديداري و جهت يابي و... .
ـ شماره 50 جدول سمن مربوط ميشود به نشانههايي مثل نقطه و امثال آن. با تمرين خواندن توسط معلم و تكرار آن توسط دانشآموز يادگيري ممكن است.
ـ شماره 51 جدول سمن مربوط ميشود به خواندن موارد استثنايي در زبان فارسي. با شيوههاي تدريس و خلاقيت معلم و درمانگر امكان يادگيري ميسر ميشود.
ـ شمارههاي 52 و 53 جدول سمن مربوط ميشود به مفهوم زمان و ضماير و افعال. اين روش با استفاده از تمرين و تكرار امكان پذير ميباشد. مثال:
من الان به دبستان ........................................ . او الان به دبستان ........................................ .
من ديروز به مدرسه ........................................ . او ديروز به مدرسه........................................ .
ـ از شماره 54 تا 60 جدول سمن مربوط ميشود به فهم واژهها، جملهها، عبارتها و متن. (تبريزي،1378)
|
نام نام خانوادگي: دبستان: پايه: دوم كد:
مربي: متن آزمون خواندن تاريخ آزمون: |
|
|
سطح خواندن شفاهي |
خيلي دلم ميخواست فاطمه زودتر بزرگ شود تا با من بازي كند. دوست داشتم براي او قصّههاي قشنگ بگويم و دو تايي با هم شعر و سرود بخوانيم.
هزاران سال است كه ما ايرانيان نوروز را جشن ميگيريم. آخرين چهارشنبهي سال را به نام چهارشنبه سوري جشن ميگيريم و عيد نوروز را با سيزده بهدر به پايان ميرسانيم. |
|
|
سطح خواندن خاموش |
بچّههاي رنگين كمان ناراحت شدند و گريه كردند. خورشيد صداي گريهي آنها را شنيد و گفت: «بچّههاي رنگين كمان، گريه نكنيد. همهي شما زيبا هستيد! ولي وقتي با هم باشيد زيباتر ميشويد.
امين از پدرش خداحافظي كرد و وارد مدرسه شد. پرچم زيباي ايران در حياط مدرسه همراه با نسيم تكان ميخورد و مثل هر ايراني از تماشاي آن لذّت ميبرد.
پرسشها:
1) خورشيد صداي گريهي چه كساني را شنيد؟
2) خورشيد به آنها چه گفت؟
3) امين از چه كسي خداحافظي كرد؟
4) پرچم زيباي ايران در كجا تكان ميخورد؟
5) وقتي امين از پدرش خداحافظي كرد، كجا رفت؟ |
|
|
خواندن لغات |
حياط – ناظم – تصميم – سراغ – مخصوص – مواظب – استراحت – ميكروب – اتّفاق – لذّت - رنگين كمان – تعجّب – مأمور – سيراب – منظّم – اذان – زيارتگاه – افتخار – محبّت - خداحافظ |
|
|
افتراق لغات |
آهسته، عجله، احساس، سپاس، منظم، كبوتر.
زود، آهسته، كوه، سنجاب، كبريت، لحظه. |
آزادي، ، اميد، شبنم، صلح، گنج، حمام،
صحرا، توت، حاكم، ديروز، سرعت، خوش |
|
|
|
|
|
نام نام خانوادگي: دبستان: پايه: ســوم كد:
مربي: متن آزمون خواندن تاريخ آزمون: |
|
|
سطح خواندن شفاهي |
ابريشم طبيعي را كرمهاي ابريشم توليد ميكنند. اين كرمهاي كوچك با تارهاي لطيف و محكمي از ابريشم كه به دور خود ميتنند، خانهاي درست ميكنند. به اين خانهي ابريشمي پيله ميگويند. كرم ابريشم دو يا سه هفته در پيلهي خود زندگي ميكند و كمكم به يك پروانه تبديل ميشود.
علي گفت: به نظر من نماينده بايد عادل و امين باشد.
حسن گفت: نماينده بايد كاردان و شايسته باشد.
آموزگار سپس گفت: اكنون روي يك ورق كاغذ، اسم دو نفر را كه به نظر شما شايستهي اين كارند بنويسيد. بعد رأيها را ميخوانيم و كسي را كه بيشتر از ديگران رأي آورده به نمايندگي كلاس انتخاب ميكنيم. |
|
|
سطح خواندن خاموش |
عمو حسين گاو شيردهي بزرگي داشت. گاو عمو حسين شاخهاي بلندي داشت. هر وقت كه خشمگين ميشد به هر كس و هر چيز كه نزديكش بود، شاخ ميزد. عمو حسين بارها خواسته بود نصف شاخهاي او را ببرد.
حسين از پنج سالگي شروع به درس خواندن كرد. كتاب را بيش از هر چيز ديگري دوست داشت. هر جا كتاب تازهاي ميديد، ميخريد. آن را با دقت ميخواند و در كتابخانهاش نگاه ميداشت. حسين در هيجده سالگي طبيب ماهر و مشهوري شد كه به معالجه بيماران ميپرداخت. در اين موقع به او ابو علي سينا ميگفتند.
پرسشها:
1) نام دختر عمو حسين چه بود؟
2) دختر عمو حسين، گاو و گوساله را براي چرا، به كدام محل برد؟
3) حسين در چند سالگي شروع به درس خواندن كرد؟
4) حسين چه چيزي را بيش از همه دوست داشت؟
5) حسين چند ساله بود كه به او ابو علي سينا ميگفتند؟ |
|
|
خواندن لغات |
چادر – گفت – خرگوش – گرسنه – چراغ– جانوران – گرگ – بهداشتي - كوچ – مژده– جنگل – حياط - بيمارستان - جريان – راحت – ارتباط - عكس – اسم – صندلي – اردك – كاخ – برف – مدرسه – چپ – كاج - حوادث – نوك – خواهر – مثل– مواظب |
|
|
افتراق لغات |
لانه، نور، طاقت، روح، مهتاب،گنج، كبوتر.
زود، ژاله، كوه، سنجاب، كبريت، سوزن. |
آزادي، ، اميد، شبنم، گذشت، گنج، حمام،
محبت، توت، حاكم، ديروز، سرعت، خوش. |
|
|
|
|
|
نام نام خانوادگي: دبستان: پايه: چهارم كد:
مربي: متن آزمون خواندن تاريخ آزمون: |
|
|
سطح خواندن شفاهي |
در همان روز نخست، مادري كودك كر و لال خود را به باغچهي اطفال آورد و گفت: «مدرسههاي ديگر، فرزندم را نميپذيرند.» او راست ميگفت؛ زيرا آنها نه تنها نميتوانستند به كودك كر و لال خواندن و نوشتن بياموزند بلكه از نگهداري او نيز عاجز بودند.
قسمتي از موزه ، محلّ نگهداري كتابهاي قديمي بود. يك قرآن خطّي تذهيب شده كه هزار سال از نوشتن آن ميگذشت، توجه دانشآموز را به خود جلب كرد. در اين هنگام، خانم ابراهيمي، آموزگار كلاس چهارم، از بچّهها خواست جمع شوند و به سخنان راهنماي موزه گوش دهند. |
|
|
سطح خواندن خاموش |
پدر ليوان آب را برداشت؛ به آرامي سر تكان داد و گفت: «نميدانم، بايد منتظر باشيم؛ شايد هلال ماه رؤيت شده باشد.» مادر سفره را جمع كرد و من و خواهرم آماده شديم كه نماز بخوانيم.
داستانها انواع گوناگون دارند. قهرمان برخي داستانها جانوراناند. معروفترين كتابي كه داستانهايي از زندگي جانوران در آن ميخوانيم «كليله و دمنه» است.
آموزگار كه با دقّت به حرفهاي فريده گوش ميداد، گفت: «بچهها، سؤال فريده در ذهن من جرقّهاي زد.»
پرسشها:
1) پدر چه چيزي را برداشت؟
2) مادر چه كار كرد؟
3) قهرمان برخي داستانها چي هستند؟
4) معروفترين كتابي كه داستانهايي از زندگي جانوران در آن ميخوانيم چه كتابي است؟
5) آموزگار با دقّت به حرفهاي چه كسي گوش داد؟ |
|
|
خواندن لغات |
فعّال- مختصر- اعتماد- نصيحت- طبيب- استقبال- تماشاچيان- اصلاً- اتّفاقات- انتظار- عصباني- نظم- مأموران- صرفهجويي- موضوع- مطالب- مصيبت- فضا- گوشواره- اذان- مستحق- مرحمت- مقدّس- استخراج- شگفتيها- تغييرات- پيشينيان- طبيعت - دلخواه- سراسيمه |
|
|
افتراق لغات |
اصرار، مقنعه، خلاصه، آغوش، ايثار، عدالت
سفينه، چراغ، التماس، ظروف، ميراث، مجسّمه |
حياط، عصر، چكّه، راضي، قصّاب، ذبح
تذهيب، انديشه، لطافت، مرمّت، طوطيان، دسترنج |
|
|
|
|
|
نام نام خانوادگي: دبستان: پايه: پنجم كد:
مربي: متن آزمون خواندن تاريخ آزمون: |
|
|
سطح خواندن شفاهي |
اين جور آدمها به نظر من كيسههاي زبالهاي هستند كه راه ميروند. اين جور آدمها در يك چشم به هم زدن ميتوانند باغِ سبز، آب پاك، گلِ زيبا، ميوهي رسيده و نان گرم و تازهاي را به زباله تبديل كنند.
سربازي كه در صحنهي نبرد وظيفهي خود را انجام ميدهد، شجاع است. انسان شريفي كه در شعلههاي آتش فرو ميرود تا جان هم نوع خود را نجات دهد، شجاع است.
خواجه نصير توسي رياضيدانان و ستارهشناسان را از نواحي مختلف سرزمينهاي اسلامي دعوت كرد. او دركنار رصدخانه، كتابخانهاي نيز تأسيس كرد كه شمارهي كتابهاي آن را تا چهارصد هزار جلد نوشتهاند. |
|
|
سطح خواندن خاموش |
مطالعـهي زندگـي بزرگان و دانشمنـدان نشان ميدهد كه آنان با اعتماد به خـود، پايـداري در كارها، تحمّل سختيها و ارادهي استوار، به موفقيّت رسيدهاند.
افلاطون، دانشمند بزرگ يونان قديم، وقتي در مصر به مطالعه مشغول بود، خرج خود را از راه روغن فروشي به دست ميآورد.
ابونصر فارابي، يكي از دانشمندان بزرگ ايران، هنگام تحصيل چنان تنگدست و بيچيز بود كه توانايي نداشت شمع يا چراغي فراهم آورد تا شب در روشنايي آن درس بخواند.
پرسشها:
1) مطالعهي زندگي بزرگان و دانشمندان نشان ميدهد كه آنان چگونه به موفقيّت رسيدهاند؟
2) افلاطون اهل كجا بود؟
3) افلاطون وقتي در مصر به مطالعه مشغول بود، خرج خود را از چه راهي به دست ميآورد؟
4) ابونصر فارابي اهل كجا بود؟
5) ابونصر فارابي، توانايي چه چيزي را نداشت كه فراهم كند تا شب در روشنايي آن درس بخواند؟
|
|
|
خواندن لغات |
مصاحب – چشمهساران – محفوظ – حريق – اشباح – فرصت – سيّاره – شخصيّت – عظمت – صادقانه – طعام – اتّفاقاً – مقصود – طبيب – طرّاحي – موفّقيّت – دلخواه – مؤثّر – تأليف – جبرئيل- عطر – فضا – احساسات – عظمت – اختصار – تضمين – توسعه – گذرگاه – مذلّت – حوصله |
|
|
افتراق لغات |
طلوع، حسرت، جذّاب، تأثير، عظيم، اهتزاز
مواظب، حوادث، ارتباط، عكس، اذان،مستحق |
انتظار، مثل، مژده، صندلي، اصرار، چراغ،
ناظم، اتّفاق، سراغ، مخصوص، مواظب، زيارتگاه
|
|
|
|
|
تبريزي مصطفي، (1378). درمان اختلالات خواندن. تهران: فراروان